میگن عشق واقعی فقط احساس نیست، یه سفره. سفری که از «منِ راحتطلب» شروع میشه و به «انسانِ معناجو» میرسه.
تو این قسمت از سری ویدئوکستهای معنای زندگی، با صدای سید محمدجواد موسوی فرد، قراره هم یه داستان بشنویم، هم یه مفهوم روانشناسی رو تجربه کنیم:
سفر قهرمان، نظریهای از کارل یونگ که مسیر رشد درونی انسان رو توضیح میده.
یونگ میگه اگه زندگیت بیمعناست، باید قهرمان ماجرا بشی.
سفرت از سه مرحله میگذره:
اول «یتیم شدن»؛ دل کندن از امنیت و عادتها.
بعد «جنگجوی اندوهگین»؛ مبارزه با ترسها و باورهای غلط.
و در نهایت «شفاگر شدن»؛ جایی که خودت به معنا تبدیل میشی.
تو این اپیزود، ما رد پای این سه مرحله رو در زندگی واقعی یه عاشق ایرانی دنبال میکنیم:
روزبه، جوانی از اصفهان که از آسایش برید تا حقیقت رو پیدا کنه.
از زرتشتی بودن تا مسیحی شدن، از کلیساهای شام تا مدینه، سالها در جستجوی نوری بود که بالاخره در چهرهی پیامبر اسلام (ص) دید.
وقتی به مقصد رسید، دیگه روزبه نبود، سلمان فارسی بود، قهرمانی که عشق رو به «شناخت» و بندگی پیوند زد.
سفر سلمان فقط یه قصه نیست؛ الگویی از رشد روانی انسانه.
اون از مرحلهی وابستگی تا مرحلهی خلوص پیش رفت، از تقلید تا بصیرت، از ادعا تا فنا در معشوق.
اگه میخوای بفهمی چطور میشه هم عاشق بود هم آگاه، هم شور داشت هم معنا، این قسمت از رادیو سایهبان مخصوص توئه.


