سلسله جلسات تاریخ ایران و اسلام قسمت پنجم

در این قسمت از گفتگو، بحث جالبی درباره تاریخ ایران قبل از اسلام مطرح شد.

یکی از سوالات مهم این بود که آیا مورخان مسلمان، وقتی از تاریخ آن دوران حرف می‌زنند، حقیقت را گفته‌اند یا ممکن است چیزی را به نفع خود تغییر داده باشند؟ گفته شد که حرف‌های این مورخان اغلب با گزارش‌های تاریخی مطمئن و حتی نظرات دانشمندان غربی که روی تاریخ ایران کار کرده‌اند، مانند کریستنسن، همخوانی دارد. این دانشمندان غربی هم می‌گویند که تاریخ ایران باستان بیشتر متعلق به پادشاهان و اشراف بوده، نه مردم عادی. برای اینکه بفهمیم دانشمندان ایرانی آن زمان چه می‌گفتند، سه متن مهم از ایرانیان نزدیک به عصر ساسانی بررسی شد. نتیجه جالب این بود که این متون هم، با اینکه تلاش کرده‌اند از ایران صحبت کنند، اسم دانشمندان معروف یا کتاب‌های علمی مهم ایران را معرفی نکرده‌اند. حتی در بعضی از آن‌ها، مانند حرف‌های ابومعشر بلخی که می‌گوید اسکندر فلسفه را از ایران دزدیده، تعصبات ملی‌گرایانه مشاهده می‌شود. به طور کلی به نظر می‌آید در زمینه تاریخ علم قبل از اسلام، اطلاعات خیلی کمی داریم که خودش می‌تواند نشانه‌ای از محرومیت تاریخی در این زمینه باشد.

سوال اول: چرا با وجود تمدن قدیمی ایران، اسامی دانشمندان معروف و کتاب‌های علمی شناخته‌شده کمتری از دوران قبل از اسلام داریم؟

سوال دوم: چقدر می‌توان به گزارش‌های تاریخی

قسمت های دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *